آیت الله جاودان
چه نمازی بخوانیم که درخور آخرت باشد؟

اگر آدم کیسه کشیده باشد و چرک‌های اخلاقیش را ریخته باشد و اخلاقش شُسته شده باشد و همین طور سعی کند که شاخ و برگ درخت اخلاق بد را بِکَند، نتیجه می‌دهد و می‌تواند نماز بخواند. این نماز می‌شود نماز درخور آخرت.

جلسه هفتگی درس اخلاق با سخنرانی آیت الله جاودان در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از مباحث این هفته این استاد اخلاق را بخوانید:

  • عبارت «سعی لها سعیها» را که در قرآن آمده‌است، به طور مکرر آیت‌الله حق‌شناس اینگونه معنا می‌کردند که سعی در خور آخرتی که می‌خواهد می‌کند. آخرت یک منزل همیشگی است. آیا نمازی که می‌خوانیم در خور آخرت بی‌نهایت هست؟ بعضی از نمازها هستند که صد تومان هم نمی‌ارزند. حالا آیا می‌خواهیم آخرت را برای این نماز بدهند؟
  • چه نمازی بخوانیم که درخور آخرت باشد؟ اعمالمان چگونه باشد که درخور آخرت باشد؟ اگر آدم کیسه کشیده باشد و چرک‌های اخلاقیش را ریخته باشد و اخلاقش شُسته شده باشد و همین طور سعی کند که شاخ و برگ درخت اخلاق بد را بِکَند، نتیجه می‌دهد و می‌تواند نماز بخواند. این نماز می‌شود نماز درخور آخرت. حالا نماز وزن دارد؛ می‌توانیم با این نماز، بهشت را بخریم. کار به جایی می‌رسد که فرد دائم در نماز است. افرادی که دائم در نماز هستند، درخور آخرت هستند.
  • لازمۀ رسیدن به عمل درخور آخرت، برچیدن اخلاق بد است، نه عمل بد. درست کردن عمل که قدم اول است! اصلاً وقتی من غیبت کنم که دیگر نمازی برای من نمی‌ماند! گناه کردن مثل این است که پای درخت رذائل اخلاقی آب بدهیم.
  • اخلاق خوب بلافاصله روی نماز تأثیر دارد و نماز را خوب می‌کند.

  • در قرآن کریم داریم که آدم وقتی از دنیا می‌رود، تک و تنها می‌شود. «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏»؛ اگر آدم در دنیا پاکیزه باشد، با تنهایی خودش خیلی خوب می‌سازد. اما اگر اینگونه نباشد، وای به حال تنهایی برزخ و قیامت. اگر آدم اخلاقش بد باشد، از خودش می‌رنجد. برعکس اگر هم خوب باشد، خودش می‌شود بهشت. قرآن می‌فرماید: «فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ* فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيم‏»؛ نمی‌فرماید در بهشت است؛ می گوید خودش بهشت است. خودش هزاران باغ گل است. نیازی نیست که از بیرون گل بیاورند.
  • البته زحمت دارد. برای کسب اخلاق خوب باید زحمت کشید. اما زحمتش سی سال است؛ بهره‌اش بی‌نهایت. آدم می‌شود مجسمۀ شادمانی.
  • اگر کسی برسد به جایی که کار درخور آخرت انجام دهد، دیگر رها نمی‌کند! امام سجاد علیه‌السلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواندند و البته تمام کارهایشان را هم انجام می‌دادند. ایشان دو رکعتشان هم درخور آخرت بود، اما رها نمی‌کردند. خود ایشان در دیداری که با عبدالملک داشتند، فرمودند اگر نبود وظایفی که نسبت به خانواده و مردم داشتم، چشم به آسمان می‌دوختم و از آن چشم برنمی‌داشتم تا عمرم تمام شود.
  •  علامۀ عسکری گاهی در روز 17 ساعت کار می‌کردند. کار برای هدایت؛ که این بالاترین کار ممکن است. ایشان در حقیقت تا نفس داشت کار می‌کرد. این می‌شود کار درخور آخرت.
  • تمام این تلاش‌ها باید همراه ایمان باشد. بعضی‌ها می‌گویند  خمس نمی‌دهیم ولی به فقرا کمک می‌کنیم! این، نمی‌شود. این کار نهایتاً به درد دنیای او می‌خورد و بلا را از او دور می‌کند.

  • در روایات داریم که بعضی چون بردگان از ترس جهنم عبادت می‌کنند و بعضی چون تاجران به تمنای بهشت؛ اما بعضی خدا را شایستۀ بندگی می‌یابند یا در روایاتی دیگر داریم که از سر  حب خدا را عبادت می‌کنند. این دسته از افراد، دیگر کارشان را در ترازو نمی‌گذارند؛ چون نمی‌شود برای کار آن‌ها قیمت گذاشت. مثالش نفس‌های  امیرالمؤمنین علیه‌السلام در لیلة المبیت است که ثواب یک نفس ایشان در آن شب می‌تواند همه را بهشتی کند. گریه‌هایی هم که برای  امام حسین علیه‌السلام می‌کنیم و نیز زیارت ایشان از همین جنس است. گاهی ما وقتی گریه می‌کنیم یا زیارت می‌رویم اصلاً به ثوابش فکر نمی‌کنیم. خصوصاً اگر بعداً هم یادمان نیاید که این کار را کردیم.