اشعار اهل سنت درباره امام حسین(ع)

عبدالغفور عظیمی شاعر اهل سنت کشورمان در سوگ اباعبدالله(ع) اشعاری سروده است.

عبدالغفور عظیمی، سال 1338 در شهرستان درمیان، از شهرهای خراسان جنوبی چشم به جهان گشود؛ پس از گذراندن دوران ابتدایی، برای ادامه تحصیل به بیرجند رفت و در سال 1358 پس از کسب دیپلم از دانشسرای مقدماتی، به استخدام آموزش و پرورش در آمد. در حین تدریس توانست مدرک کارشناسی مدیریت آموزشی را اخذ کند و در سال  1386 بازنشست شد.

در همان سال مجموعه‌ای را در قالب‌های مختلف سروده بود را با نام «ارغنون عشق» به چاپ رساند. وی  در اشعار خود علاوه بر درون مایه‌های گوناگون به مدح پیامبر و حضرت فاطمه(س) و ائمه اطهار(ع) نیز پرداخته است.

عاشقان صحنه دشت بلا را عشق کشت
شاه مظلوم شهیدکربلا را عشق کشت

نور چشم حضرت زهرای اطهر فاطمه
پاره جان علی شیر خدا را عشق کشت

سرور و سردار و سالار جوانان بهشت
در ره دین نبی، آل عبا را عشق کشت

بوی بوسه در گلو دارد ز جدش مصطفی
بوسه‌گاه مصطفی در نینوا را عشق کشت

کی تواند پشه‌ای در پیش شیری دم زند
شیر حق آن سرو سر از تن جدا را عشق کشت

ماه و مهر آیینه‌دار طلعت روی حسین
آن که خادم می‌کند ماه سما را عشق کشت

ظالمان، خورشید بردند هدیه در پیش یزید
آری آن خورشید سر بر نیزه‌ها را عشق کشت

لعنت حق می‌نهد بر خود یزید و شمر لیک
آنکه دارد تا قیامت مرحبا را عشق کشت

جنگ خنجر با گلو پیروز میدان شد گلو
او که خونش بوده چون چتر هما را عشق کشت

ماه لشکر حضرت عباس و یاران امام
آن شهیدان به شمشیر جفا را عشق کشت

گرچه می‌گویند ز جور و ظلم افراد پلید
من همی دانم که آقاجان شما را عشق کشت

زینبی باید که داند عمق درد فاجعه
در دلش آن درد و رنج بی‌دوا را عشق کشت

گرچه درویش طبس دارد فغان اما یقین
رهبر آزادگان ناجی ما را عشق کشت