گزیده مقالات شهید آوینی
موضوع: مبانی حکومت اسلامی و مسلمانان

پذیرش شریعت اسلام، چه بدانند و چه ندانند ، ملازم با قبول این حکم است که «شریعت اسلام می تواند در صورتی از یک نظام سیاسی که منشا گرفته از آن است که به تاسیس حکومت بپردازد.» شریعت همچنان دارای حیثیتی عبادی است ،حیثیتی سیاسی نیز دارد و این دو حیثیت ،خواه نا خواه ، ملازم با یکدیگر و انفکاک ناپذیر هستند.

 

- مفهوم وحدت نیز هنگامی محقق می شود که افراد با غایات مشترکی اجتماع پیدا کنند و بنابراین، از جانب دیگر، وحدت نه چنان است که هماره ملازم به اجبار و ترک فردیت باشد.

نام مقاله : راز سرزمین آفتاب

 

- پذیرش شریعت اسلام، چه بدانند و چه ندانند ، ملازم با قبول این حکم است که «شریعت اسلام می تواند در صورتی از یک نظام سیاسی که منشا گرفته از آن است که به تاسیس حکومت بپردازد.» شریعت همچنان دارای حیثیتی عبادی است ،حیثیتی سیاسی نیز دارد و این دو حیثیت ،خواه نا خواه ، ملازم با یکدیگر و انفکاک ناپذیر هستند.

نام مقاله : اسلامیت یا جمهوریت؟

 

- هیچ کس حق قانونگذاری ندارد و هیچ قانونی جز حکم شارع را نمی توان بمورد اجرا گذاشت. بهمین سبب در حکومت اسلامی بجای مجلس قانو نگذاری که یکی از سه دسته حکومت کنندگان را تشکیل می دهد مجلس برنامه ریزی وجود دارد که برای زارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتیب میدهد و با این برنامه ها کیفیت انجام خدمات عمومی را در سراسر کشور تعیین میکند.

نام مقاله : اسلامیت یا جمهوریت

 

_حکومت خدا یعنی حکومت احکام خدا از طریق بندگانی که با این احکام از دیگران آشناتر هستند ، یعنی ولایت مجتهد یا فقیه. و این حکومت ضرورتآ مردمی است چرا که دست بیعت مردم نیز در آن دخیل است؛ همین سان که هست. هر چه مخالفت هست، در داخل و یا خارج از کشور، با همین ولایت است

نام مقاله : پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

 

_چه باید کرد؟ به راستی ما فرزندان انقلاب اسلامی و طلیعه داران تمدن دینی فردای جهان با این جماعت پطرهای نه چندان کبیر که اصلاً مبانی تفکر ولایی ما را نمی فهمند و همه چیز را مثل کامپیوتر های لاشعور فقط همان طور می شنوند که برایشان برنامه ریزی شده است، چه کنیم؟ می گوییم « درد دین »، می گویند « دموکراسی »؛ می گوییم « ولایت »، می گویند « واپس گرایی»؛ می گوییم « فقاهت »، می گویند « مدیران و کارشناسان و فراغت آفرینان »...

نام مقاله : تحلیل آسان

 

_ولایت فقیه تنها صورتی است که حکومت اسلامی به خود می گیرد و این از حقایق است که تصور آن موجب تصدیق می شود و نیاز به استدلال ندارد.این ولایت پیش از مرحله تاسیس حکومت، خود به خود فعلیت و تحقق دارد، چرا که فرد متعهد نسبت به دین فطرتآ برای استضائه احکام عملی دین به مرجع رجوع می کند که او را اعلم و اعر ف در شریعت می شناسد و بنابراین، تقلید شیوه ای کاملآ فطری و خود به خودی دارد .

نام مقاله : اسلامیت یا جمهوریت

 

_بدون تردید نحوه عمل حکومت اسلامی در برابر دشمنان داخلی و یا خارجی، بنا بر شواهد عقلی و نقلی و تاریخی فراوانی که وجود دارد، می تواند متناسب با شرایط و مقتضیات تا آنجا تغییر کند که پیشوایان بحقی چون امام حسن مجتبی و امام حسین علیهماالسلام به فاصله چند سال از یکدیگر دو نحوه عمل ظاهراً متغایر – و باطناً واحد – را در برابر دشمن اختیار کنند

نام مقاله : تحلیل آسان

 

_ما این تجربه تاریخی (صلح امام حسن) را در حیات حضرت امام خمینی تجدید کردیم و به راستی اگر آن بزرگوار قبل از قبول قطعنامه 598 رحل اقامت به حظیرة القدس می کشیدند و وصیّ بحق ایشان مصلحت را در آن می یافتند که باید این جام زهر را سرکشید، آیا حتی بهترین ما مؤمنان به ولایت فقیه دچار همان اشتباهی نمی شدیم که حجربن عدی در برابر صلح امام حسن مرتکب شد؟

نام مقاله : تحلیل آسان

 

_جمهوری اسلامی آن سان که در نظر امام وجود داشت نظامی است مبتنی بر ولایت که بر رای جمهور مردم نیز تکیه دارد و این معنا را هرگز نباید با دموکراسی خلط کرد. دموکراسی را میتوان مسامحتاً اینچنین معنا کرد : حکومت مردم بر خویش بر اساس قوانینی که خودشان وضع کرده اند. حال آنکه «مردم» در این تعریف یک لفظ موهوم است و مصداق ندارد . کدام مردم؟ مگر ممکن است که مردم در همه امور به اشتراک نظر دست یابند؟ پس در تعیین مصداق ناچار باید به طور مشروط لفظ «مردم» را به توده ای از مردم اطلاق کرد که بر خود و گروه های دیگری از جمعیت یک کشور که با آنها اشتراک نظر ندارند حکومت می کنند.

نام مقاله : پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

 

_چرا ما از اثبات مغایرت بین حکومت اسلامی و دموکراسی می هراسیم ؟ زیرا هنوز در فضای فرهنگی غرب نفس می کشیم و در تبلیغات جهانی غرب، حکم بر این قرار گرفته است که « هر چه غیر دمو کراسی است استبداد است.» خیر، اینچنین نیست.

دموکراسی _ حکومت مردم_ در برابر تئوکراسی _حکومت خدا_است و حکومت خدا لزوماً غیر مردمی نیست، چنان که دموکراسی در غرب نیز به اعتقاد ما اکنون در یک « حاکمیت استبدادی پنهان» صورت بسته است.

نام مقاله : پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

 

_غرب نیز دوران تاریخی خویش را طی کرده است و اکنون رو به سوی اضمحلال و فروپاشی دارد . غرب و شرق سیاسی هر دو مظاهر تاریخی اومانیسم بوده اند و اکنون دوران اومانیسم به سر رسیده. رفع تباین ایدئولوژیک شرق و غرب سیاسی نیز از نشانه های تاریخی این حقیقت است. اکنون انسان بار دیگر از زمین و نفس خویش روی گردانده است و به عالم معنا و آسمان توجه یافته و این مستلزم انقلاب و تحولی دیگر است خلاف آنچه در رنسانس روی داد. انسان یک بار دیگر تولد یافته است و عصری دیگر آغاز شده و کره زمین پای در آخرین مرحله تاریخ پیش از پایان نهاده است. " فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه...."

نام مقاله : پروسترویکای اسلامی وجود ندارد