شعر و سبک شهادت حضرت حمزه و وفات حضرت عبدالعظیم - شماره 3

واحد حضرت عبدالعظیم

 

با پای دل میرم به شهرری با شوق نینوایی

میگن اگه کسی بره اونجا میشه کرببلایی

مُحرم ِ حریم عشق ِ/پاک سید الکریمم

اشک چشم من روون و/زائر عبد العظیمم

جان به قربان تو آقا...

کسی که زائرش میشه حس میکنه عطر گل یاس

تو اون حرم دلا میگیره رنگ و بوی کف العباس

اونجا از دعای زهرا/کربلایی میشه دلها

منتظر های محرم/مسلمیه وعده ی ما

جان به قربان تو آقا...

مسلمیه میشه و دلا همه پر شور و غوغا

دسته ها یکی یکی میان توی اون صحن زیبا

از چشای سینه زنها/اشک عاشقی روونه

روضه خون میره برای/غربت مسلم میخونه

جان به قربان تو آقا...

خدا یه روز تو شهر کوفه با آقای ما چه ها شد

با دست بسته از جفا گردونده توی کوچه ها شد

گرچه او دور از وطن بود/گرچه او خونین بود

بر روی دارالعماره/یاد شاه بی کفن بود

یا حسین میا به کوفه...