نویسنده: سید عبدالرسول علم الهدی
در حالی که اوباما تلاش می کند مالیات سرمایه دارها را افزایش
بدهد، مردم آمریکا در پیچ و خم زندگی قسطی دست و پنجه نرم می کنند.
زندگی قسطی تا زمانی خوب است که حتی یک ماه هم از اقساط عقب
نمانید، زیرا با یک ماه عقب انداختن قسطهای خانه، ماشین، وام صنعت
و تجارت و ... حدود 20درصد به بهره بانکی بدهی هایت اضافه می شود.
و این یعنی اگر همه مردم آمریکا به مدت یک سال، هر روز 12ساعت کار
کنند و هیچ چیزی مصرف نکنند، می توانند اقساط خود را با بخشودگی
بهره های عقب ماندگی وام، بپردازند.
سوال اینجاست: آیا در آمریکا می شود بدون مصرف، زندگی کرد؟ خیر، پس
آیا اساسا می توان زیست کرد؟
به طور معمول مردم در اروپا و آمریکا با اعتبارات مالی، خرید می
کنند و هرچه بیشتر خرید کنند اعتباراتشان افزایش می یابد. این در
حالی است که باید کار کنند تا بتوانند اقساط اعتبارات را پرداخت
کنند و اگر، فقط و فقط یک ماه از کار بیکار شوند شاید هیچ وقت
نتوانند بهره های عقب افتاده اعتباراتشان را بپردازند ... و حالا
بعد از سال ها صدای استخوان های سیستم سرمایه داری در آمده است.
در سال 2011، 10میلیون نفر در آمریکا در حالیکه به سختی کار می
کنند اما فقیر اند(
هافینگ پست) یعنی حتی در ضروریات زندگی شان تامین نیستند.
البته این در حالی است که آمار بیکاری آمریکا در ماه دسامبر2011 به
22.4درصد رسید.(گلوبال
ریسرچ)

اعتراضات جنبش وال استریت و اوکلند، برای بسیاری از آمریکایی ها
تعجب آور نیست، زیرا مردم بسیاری هستند که بخاطر قرض های بسیار
زیاد به سیستم بانکی، کاملا از زندگی ساقط شده اند.

اگر تا دیروز بنظر می رسید که ماهیت جنبش وال استریت با پوشش
انونیموس اعتراض به وضع اقتصادی و معیشتی است اما هم اکنون کلیپ ها
و نظراتی بین آنها دیده می شود که حاکی از افزایش بصیرت در میان
ایشان دارد.(یوتیوب)
در این ویدئو، برخورد با معترضان با برخورد با فلسطینیان مقایسه می
شود.

اما بحران اقتصادی اروپا خیلی شدیدتر از آمریکاست. یکی از دوستانم
که در انگلیس زندگی می کند و در فرودگاه هیترو مشغول به کار است از
وضعیت نابسامان اشتغال تعریف می کرد و می گفت: هم اکنون 3میلیون
بیکار در انگلیس بوجود آمده که بالاترین نرخ بیکاری در تاریخ
انگلیس (بریتانیای کبیر!) است. انگلیس یکی از پیشرفته ترین سیستم
های اقتصادی دنیا را داشته که از رشد اقتصادی بالایی تا سال 2010
برخوردار بود.
اما بحران اقتصادی ناشی از چه بود؟
حدود 10 سال قبل، بانک های اروپا و آمریکا با پشتوانه سرمایه داران
اصلی اقدام به دادن وام های بزرگ و فراگیر به مردم می کنند در
حالیکه سود وام ها در ابتدا 3 یا 4 درصد است. این وام ها برای خرید
یا ساخت خانه، خرید اتومبیل، راه اندازی شرکت یا موسسه داده می شد.
مردم در برخی ماه ها نتوانستند اقساط خود را پرداخت کنند لذا بهره
های 20 تا 30 درصدی بر وام شان اضافه شد، بنابراین اصلا نتوانستند
پرداخت کنند. بانک ها خالی از سرمایه شد، موسسات و شرکت های وابسته
به وام بانکی اظهار برشکستگی کرده و بالتبع بانک ها هم برشکست شدند
و این وضعیت برای کشورهایی همچون یونان، ایتالیا، رومانی و اسپانیا
مساوی برشکستگی است.
یک سوال: اگر یک کشور اعلام برشکستگی و عدم پرداخت وام هایش به
بانک های دیگر کشورها را کند، چه اتفاقی می افتد؟
برای پاسخ عجله نکنید ... به اعلام برشکستگی یونان چیزی نمانده ...

از آنجایی که بقول مارکس، اقتصاد زیر بنای همه ابعاد زندگی است،
بحران اقتصادی دیگر حوزه های زندگی مردم را هم تحت تاثیر قرار داده
است. تفریحات و مسافرت های تعطیلات کریسمس 2012 بشدت کاهش یافته،
آمار ازدواج و تشکیل خانواده در سال 2011 بیش از سال قبل کاهش
داشته و همچنین روند بیکاری به مشکلات روحی از جمله افسردگی افزوده
است.
غرب حتی عدم پایبندی خود را به شعارهای ظاهری اش نشان می دهد و
کنگره آمریکا به تازگی قانون سوپا و پیپا را در جهت فیلترینگ
اینترنت با گستردگی فیلترینگ چین تصویب کرد. در این قانون حتی ای
اس پی ها و سِرورها باید یکسری از سایت ها را ببندند. با این قانون
در حقیقت بخشی از اینترنت دنیا بسته می شود.(
SOPA and PIPA)گفته
می شود این قانون در جهت کنترل بیشتر افکار عمومی و جلوگیری از
گسترش تفکر جنبش تسخیر وال استریت باشد.
حالا شما قضاوت کنید:
آیا غرب (آمریکا و اروپا) طلای زنگ زده ما نبود... البته طلا
زنگ نمی زند... پس شاید از اول طلایی در کار نبود... همه اش توهم
بود.